BABH - Bütöv Azərbaycan Birlik Hərəkatı

بابح - بوتو آزربایجان بیرلیک حرکاتی

بیانیه ی جمع کثیری از فعالین سیاسی سولدوز در رابطه با انتخابات آتی ریاست جمهوری

"بسم الله الرحمن الرحیم"

بوتو آزربایجان بیرلیک حرکاتیملت آذربایجان پس از فروپاشی قاجار تا به امروز در تلاش بوده است تا با تعصی از قوانین مدنی کشور و دنیا به حداقل حقوق خود دست یابد. نگاهی به کتاب خاطرات آقای بی ریا و سرهنگ درخشانی تألیف آقای مراغه ای و اشاره به درخواستهای سیدجعفر پیشه وری از قوام والسلطنه در این کتاب به خوبی نشان می دهد که خواستهای به حق آذربایجان در طی سالهای گذشته فقط رنگ خود را تغییر داده ولی در محتوای خواستها و نوع جبهه گیری در مقابل شرایط زمان تقریباً هیچ تغییری نکرده است. از جمله درخواستهای آقای پیشه وری از قوام السلطنه اجرای اصل خواندن ونوشتن تا دوره پنجم ابتدایی ورفع تبعیض در آبادانی منطقه آذربایجان در مقایسه با سایر نقاط فارس نشین بود، ولی با گذشت چندین سال از آن زمان هیچ تغییری در سیاستهای حکومت های حال و گذشته در مورد استیفای حقوق حقه ی ملت آذربایجان رخ نداده است. رضا شاه ، محمدرضا پهلوی و دوران سی ساله نظام جمهوری اسلامی در ایران، یک برنامه واحد را دربرابر آذربایجان در پیش گرفتند: در مرحله اول تجزیه آذربایجان از مرزهای صحیح تاریخی اش به چند شهرستان و استان تازه تأسیس، در مرحله دوم آسمیله مردم آذربایجان و در آخر حذف اندک فعالین سیاسی و مدنی و در کنار آن سرکوب خواستهای برحق ملت آذربایجان بود.

سال 1385 نقطه اوج حرکت اعتراض مدنی آذربایجان جنوبی بود، ولی طبق انتظار با سرکوب شدید و وحشیانه مردم از طرف رژیم ایران مواجه شد. در حال حاضر انتخابات ریاست جمهوری دور دهم ریاست جمهوری در پیش است، چند سوال اساسی در این باره مطرح است:

1- آیا حرکت ملی آذربایجان بایستی در این انتخابات شرکت کند؟

2- در صورت شرکت، کدام کاندید باید از طرف حرکت مورد حمایت جدی قرار گیرد؟

در مورد انتخابات ریاست جمهوری نباید از تحولات جهانی و مسائل مربوط به ایران غفلت کرد. ایران در حال حاضر و بخصوص پی از روی کار آوردن احمدی نژاد با انزوای شدید بین المللی مواجه شده است، انزوای ایران دقیقاً به نفع منافع آمریکا و اسرائیل در حال پیشرفت است، با تضعیف قدرت سیاست خارجی ایران، اسرائیل برای ضربه زدن به منافع هسته ای ایران و فشار بر رژیم، بزرگترین مانور نظامی تاریخ خود را در دست اجرا دارد که به گفته کارشناسان سیاسی و نظامی با دقت صد در صد در حال برنامه ریزی است، بر خلاف گذشته کوچکترین نگرانی هم از جانب افکار جهانی علیه اسرائیل وجود ندارد، در کنار آن مواضع جدی اعراب به بهانه درج نام خلیج فارس به جای خلیج عربی در نقشه های منتشره از طرف وزارت خارجه ایران و در قبال آن عقب نشینی رسمی ایران از مواضع خود (البته در بایکوت کامل خبری) خود گواه دیگری از خطری است که ایران از جانب کشورهای خارجی برای خود حس کرده است و خود را در حال حاضر قادر به درگیری با آن نمی بیند و ظاهراً فعلاً به مصلحت نمی بیند تا همسایگان وارد درگیری دیپلوماتیک شود. کشتار ایرانیان در عراق و بیرون گذاشتن حضور ایران از دایره مذاکرات امنیتی در مورد عراق و افغانستان به خوبی نشانگر بی یاور ماندن این کشور است، چنانچه گروههای تروریستی پژاک و پ.ک.ک و حکومت مشکوک حذب "آق پارتی" در تورکیه که از جانب ایران حمایت می شوند نبود، گروههای سنتی احزاب تورک به یاری آذربایجان هم مسئله پ.ک.ک را حل می کردند و هم قاراباغ کوهستانی آزاد می شد و به دنبال آن تورکهای آذربایجان جنوبی امیدوار به یاری همسایگان تورک خود می شدند ولی به خاطر آنچه که بیان شد در حال حاضر ایران از طرف این دو کشور تقریباً امن است، البته تا زمانی که حزب "آق پارتی" در مسند قدرت باقی بماند،در حقیقت با ناامن کردن کشور تورکیه خطر یاری این کشور به آمریکا و اسرائیل تا حد زیادی کاهش یافته است، ولی این امنیت از جانب اعراب وجود ندارد حتی متحد سرسخت ایران یعنی روسیه هم آشکارا از جانبداری ایران سرباز می زند.

در کنار تحولات برون مرزی با کنار گذاشتن نارضایتی افکار عمومی از وضع اقتصادی ناامید کننده ایران یک تهدید دیگر نیز گریبان گیر نظام ایران است و آن عصیان قومیتهای غیر فارس است. دو قوم مطرح غیر فارس در ایران وجود دارد که یکی مخالف همیشگی (کردها) و دیگری منتقد در حال تبدیل شدن به مخالف یعنی آذربایجان است. آذربایجان در طول سالهای گذشته همیشه به ایران به عنوان کشور خود نگاه کرده است. دوران هشت سال جنگ در دهه های اخیر به خوبی نشان می دهد که آذربایجان هر زمان آمادگی داشته تا در مقابل تهدیدات احتمالی در دفاع از تمامیت ارضی ایران قد علم کند.

چنانچه قبلاً هم گفته شد، تقریباً یکصد سال است که آذربایجان در تلاش است تا حقوق خود را باز یابد ولی تا به امروز یک درصد از مطالبات خود را نگرفته است. به یقین می توان گفت نظام ایران به هیچ وجه خواستار دادن حقوق و مطالبات آذربایجان به آذربایجانی نیست و نخواهد بود. چرا که:

1- اگر بنای دادن امتیاز می بود بایستی از حداقل آن شروع می کرد تا رفته رفته زمان و شرایط روانی مناسب فراهم می شد تا اگر موقعیت دادن امتیازات بیشتر وجود داشته باشد دادن آنها با نگرانی حکومت مرکزی همراه نشود.

2- در نظام تعریف شده ایران، گذاشتن نام تورکی برای فرزند برای پدر و مادر منع قانونی دارد ولی از نظر قانون قضایی جمهوری اسلامی ایران همان پدر حق دارد فرزند خود را هر زمان که مصلحت می بیند بکشد!! این تفکر فوق تصور قومیت ستیزی آیا می شود به یک شبه تغییر یابد؟

3- در انتخابات گذشته رهبر ایران و تمام مسئولین نظام از رسانه ی نظام دائم در حال تبلیغ این جمله بودند: "اصلح تر باید انتخاب شود" ولی در روزهای گذشته هم آقای خامنه ای در کردستان  و هم آقای لاریجانی در بین سپاهیان انصار المهدی (نیروی سپاه که حافظ سلامت انتخابات است) اعلام کردند مهم نیست چه کسی انتخاب می شود مهم مشارکت اکثریت مردم است" این به معنی این است که نظام خطر فشار داخلی و خارجی را به خوبی دریافته و در صدد است تا به طرق مختلف مردم را به پای صندوق رأی بکشد، حتی اگر اجازه دهد تا آقای اعلمی به نام آذربایجان به رهبر هم ایراد بگیرد (البته موقتاً).

در این اوضاع حرکت آذربایجان چه تاکتیکی را باید اتخاذ کند؟ تشکیلات کردها این قضیه را به خوبی حل کرد، کردها با درک موقعیت ضعیف داخلی و خارجی نظام و با توسل به بازوان نظامی خود در روزهای اخیر در چند منطقه از غرب کشور دست به عملیات نظامی زدند که طبق معمول با سانسور شدید رسانه های ایران مواجه شد، همزمان با این ترورها نمایندگان سیاسی فعال اکراد در داخل کشور شروع به رایزنی با کاندیداهای راست جمهوری کردند و مردم کرد با شعار تحریم به میدان آمدند، مثلث اسلحه، وحدت قومی، تحریم هدفمند در این شرایط مساوی است با فلج رژیم، با درک اوضاع خطرناک موجود، رهبر ایران سفری را شتابزده به کردستان تدارک دید که باید گفت بجز التماس و بیان عجز رژیم در مقابل تحرکات دقیق و حساب شده اکراد هیچ معنی دیگری ندارد. در سالهای گذشته به خوبی دیده ایم که مثلث اسلحه ، مخالفت و اتحاد اکراد باعث شده تا آنها بتوانند به امتیازات غیر قابل تصوری در ایران دست یابند که با خودمختاری هیچ تفاوتی ندارد. تشکیل استان مکریان با حمایت دولت ایران یکی از این گروگیریهای سیاسی اکراد در قبال نظام ایران است که به علت مقاومت حرکت آذربایجان در سولدوز تا به امروز ناکام مانده است و الا هم رژیم و هم اکراد مترصد تشکیل این استان و صدها پروژه مخفی دیگری هستند، از جمله امتیازهایی که اکراد گرفته اند باز شدن مرزهای قاچاق و آزاد برروی اکراد، سرازیر کردن سیل آسای کارمندان کرد به ادارت که در اکثر موارد ریاست ادارات با آنهاست، تشکیل گروههای بسیج کرد به تعداد غیر قابل وصف با نام بسیجی ویژه، تغییر نام اماکن قدیمی تورکی استان آذربایجان غربی با اسامی جعلی کردی.  تأثیر گذاری آنها در نامگذاری و تعیین سیاستهای حساس قومی در کشور و بخصوص آذربایجان غربی یک امر عادی شده است علی رغم اینکه جمعیت اکراد در آذربایجان غربی فقط 20% کل جمعیت این استان را تشکیل می دهد ولی در رسانه های ایران علناً این استان را کردنشین معرفی می کنند، جای تأسف است که ما با 70% جمعیت تورک در استان مرکزی از آوردن آن در نقشه آذربایجان جنوبی پروا داریم و ... همگی این شواهد گویای موثر بودن ابزار فشار بر حکومت ایران از جانب تشکیلات اکراد است.

آذربایجان دقیقاً بر خلاف کردها با وجود فشار و کشتار و تحقیرهای دائمی که از طرف نظامهای حاکم ایران در یکصد سال گذشته تحمل کرده، چشم بسته در طی این یکصد سال خود را فدایی ایران کرده است. بدون شک حرکت آذربایجان یکی از فعالترین و مؤثرترین دوران خود را سپری می کند به شرطی که:

وارد بازی موش و گربه نظام حاکمه ایران که به نام انتخابات شروع شده نشود و همچنان به تنهایی و با استقلال کامل از نظام و با اتکا به مردم به حرکت اعتراضی خود ادامه دهد، و اجازه ندهد تا رژیم با در اختیار گرفتن حرکت باعث انحراف آن شود، هدف حرکت آذربایجان این نیست که به نظام فعلی مشروعیت بدهد بلکه هدف یافتن راههای فشاریست که به واسطه آن حقوق ملی مردم آذربایجان استیفا گردد. یک نظام برای تسلط بر یک حرکت در مرحله اول آن را به شدت سرکوب می کند، در مرحله دوم حرکت را تحریف می کند و یا در مقابل حرکت اصلی یک بدل طراحی و ارائه می کند تا باعث به هم ریختن نظم فکری مردمی گردد که به دنبال آن حرکت افتاده اند، جمهوری اسلامی ایران در تلاش است تا رفته رفته با به بازی کشیدن مهره های دستچین شده خود و با پرداختن به شخصیت سازی در صحنه حرکت ملی آذربایجان، این حرکت را از دست مردم خارج و در پیکره نظام ادغام کند.

تا به امروز یک خط فاصله بین نظام و آذربایجان وجود داشته که حرکت آذربایجان اجازه نفوذ دولت را به داخل این حرکت نداده است، این به این معنی است که مخالفان و سرکوب شدگان مدنی آذربایجان یک محیط امن روانی برای فعالیت خود مهیا دیده و با کمک مردم و بخصوص دانشجویان به راحتی و در امنیت کامل به فعالیت می پرداخته اند، باید اعتراف کرد که رمز قدرت یافتن حرکت ملی اتکا به همین خط فاصله بوده است بر خلاف انتقاد برخی فعالین که عقیده دارند باید در نظام نفوذ کرد و از آنجا اوضاع را کنترل نمود؟! قبل از فعالین آذربایجان خیلی از مهره های سیاسی صادق رژیم به علت یک اعتراض کوچک یا تفکرات اعتراضی از جانب رژیم قتل عام شدند، مانند سردار کاظمی و صیاد شیرازی و تیمسار ستاری و ... چه رسد به فعالینی که بخواهند پس از نفوذ کاری بکنند، البته اگر بتوانند نفوذ کنند!! در عرض این یکصد سال حتی یک نفر نتوانسته از داخل نظام کاری برای حرکت ملی آذربایجان انجام دهد و هر کاری به نفع ملت آذربایجان صورت گرفته مدیون از جان گذشتگی فعالین حرکت ملی آذربایجانی بوده است که از بطن ملت بیرون آمده اند، برای مثال اصول 15 و 19 پس از عصیان مردم تبریز به رهبری آیت الله شریعتمداری در متن قانون اساسی گنجانده شد نه به خاطر نفوذ آقای بازرگان یا بقیه. در این دو سال اخیر آزادیهای تبلیغاتی در صحنه آذربایجان افزایش یافته و شعاری که قبلاً از زبان فعالین آذربایجان خارج می شد اینبار از زبان سرکوب کننده های قبلی حرکت خارج می شود، نماینده فعلی سولدوز در مجلس با جلب حمایت برخی از فعالین سولدوز توانست به مجلس راه یابد ولی پس از انتخاب از ملاقات آنها سرباز میزد و امروز هم یکی از فعالین ستاد احمدی نژاد است. بسیار ساده انگاری است اگر تصور کنیم دکترین تورک ستیزی پان فارسیسم که بی شک طرفداران بسیاری نیز در آمریکا و اروپا دارد به یک شبه جای خود را به یک تفکر اسلامی ناب و صحیح یا یک تفکر دموکراتیک بدهد.

چنانچه بیان شد در طی یکصد سال اخیر نه تنها کوچکترین امتیازی به مردم آذربایجان داده نشده است بلکه اتهامهای مختلفی که بورس زمان است به آنها چسبانده شده است. نظامی که تحت شدیدترین فشارهای خارجی است برای مقابله با تهدیدات خارجی و مهمتر از همه ایستادگی در مقابل مجامع حقوق بشر دنیا و مشروعیت بخشیدن به نظام خود دست به هر کاری میزند، در این سی سال مهره پروری به خوبی در دستگاه حاکمه ایران انجام گرفته است ولی با گذشت زمان و با اتمام مهرهای قابل اعتماد رژیم با آوردن شاه ورق بازی به میدان می کوشد تا مردم را به پای میز رأی بکشاند.

در مورد نامزدهای انتخاباتی باید گفت: احمدی نژاد، موسوی، کروبی و محسن رضایی فقط در قیافه با هم تفاوت دارند و هر چه عروسک گردانهای پشت صحنه مصلحت ببینند می رقصند، یکی با ساز فدرالیسم، یکی با ساز پول نفت و یکی هم به شش ماه خدمت خود در عرض این سی سال خواهد بالید، بالاخره باید مردم در بازار رنگارنگ گردانده شوند و به قولی بازار گرمی کنند.

ولی جایگاه اعلمی در این بین کجاست؟ اعلمی طبق آنچه پیش بینی می شد صلاحیت خود را گرفت چرا که بایستی به میدان می آمد. یکی از دوستانی که از نزدیک با آقای مهرعلیزاده آشنابود می گفت و به ایشان گفتم تو که میدانستی رأی نخواهی آورد برای چه به میدان آمدی؟ وی در جواب گفت: آقا خود شخصاً از من خواستند تا برای تنوع دادن به فضای انتخابات کاندید شوم من هم کاندید شدم. آقای اعلمی طبق نظریه فعالین آذربایجان در سولدوز به دو علت به میدان مبارزه آمده است:

اول اینکه: جو بی تفاوتی حاکم بر انتخابات در آذربایجان را به نفع رژیم و با کشاندن مردم به پای صندوق رأی بشکند تا با بزرگنایی مشروعیت مردمی خود تبلیغ نماید و به تبع آن خطرات خارجی متوجه خود را کاهش دهد.

دوم اینکه: شورای نگهبان حامی احمدی نژاد با این کار توازن رأی را به نفع احمدی نژاد و به ضرر موسوی برهم بزند گرچه در ظاهر این دو شخص تفاوت چندانی با هم ندارند.

سوم اینکه: با شکست اعلمی در انتخابات قدرت حرکت آذربایجان که ایشان آن را از آن خود معرفی کردند شکست بخورد و یک نوع غالبیت روانی از جانب نظام و بر علیه آذربایجان به وقوع بپیوندد.

چهارم اینکه: به علت اختلاف فعالین حرکت ملی آذربایجان در مورد تحریم انتخابات و حمایت از اعلمی شکاف عمیقی در بدنه حرکت به وقوع بپیوندد، این یک مورد خطرناکتر از بقیه موارد است!!

پنجم اینکه: در سطح کلان این شخص با معرفی خود به عنوان فرزند آذربایجان افسار تفکرات مستقل آذربایجانی را گرفته و همسو با سیاستهای رژیم به پیش ببرد.

ششم اینکه: فعالینی در ستاد وی شروع به فعالیت کنند که همسو با سیاستهای حکومت و در ظاهر حامی حرکت مردمی باشند تا در آینده با پیش کشیدن فعالیت خود در ستاد اعلمی خود را به عنوان فعالین حرکت معرفی کرده و در سطح خرد دست به انحراف حرکت بزنند.

از هر منظر که نگاه کنیم اگر دنبال منافع شخصی و جناحی نباشیم و با یک تفکر بی طرف به قضیه نگاه کنیم متوجه می شویم که شرکت مردم در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران برای هر کس منفعت داشته باشد دقیقاً و صد در صد به ضرر حرکت ملی آذربایجان است، حکومت در تدارک انحراف و شکافتن حرکت ملی آذربایجان است، این دوره انتخابات با دوران مشروطیت و انحراف آن هیچ تفاوتی ندارد باید با دلسوزی بیشتری و با واقع بینی بیشتری به این انتخابات نگاه کنیم، برای یک بار هم شده باید با قاطعیت به حکومت نشان داده شود که آذربایجان معترض به سیاستهای تبعیض آمیز رژیم است، این کار با شرکت در انتخابات ممکن نیست شرکت در انتخابات جدای از نام کاندیدا یعنی مشروعیت جهانی دادن به نظامی که قاتل صدها جوان معصوم این دیار است، ما چه زود فراموش می کنیم که چند سال پیش با ساده اندیشی پیشه وری و ستارخان و شریعتمداری چه بر سر آذربایجان آمد، می خواهیم به حکومتی مشروعیت بدهیم که سه سال قبل در اعتراضات مردم آذربایجان در خرداد ۱۳۸۵ یازده نفر را در نقده تیرباران کرد و صدها نفر را مجروه و زخمی کرد می خواهیم به رژیمی مشروعیت بدهیم که اجازه درمان به زخمیهای قیام اعتراضی آذربایجان را در ۱۳۸۵ نمی داد تا عده ی زیادی کور و ناقص شوند. ولی متأسفانه برخی فعالین آذربایجان با این توهم که آقای اعلمی یا موسوی می تواند حقوق ملی آنها را بگیرد تمام آن جنایات را فراموش می کنند، گرچه آقای اعلمی در مجلس به اعتراض پرداختند ولی آیا حقی از حقوق ملت را گرفتند؟ اگر زندانیان نقده فردای دستگیریشان آزاد شدند نه به خاطر شعر خواندن های ایشان در صحن مجلس بود بلکه این عقب نشینی های رژیم بخاطر جو  ترسناکی بود که جوانان مسلح شده شهر در مقابله با تهاجمات و عدم تمکین دولت در مقابل خواستهاشان در شهر به وجود آورده بودند.

خرداد هم به پایان خواهد رسید ولی درصورتی که حرکت آذربایجان تصمیم جدی در تحریم اتخاذ نکند جز ضرر هیچ فایده دیگری نصیب آذربایجان نخواهد شد، چنانچه نام فعالین حرکت ملی در هر کدام از ستادها جلوه کند یعنی گرفتار شدن در باتلاق حکومت یعنی به لجن کشیدن تقدس حرکت ملی با مشارکت در مشروعیت دادن حکومت و رفته رفته از بین بردن خط فاصله بین حرکت ملی آذربایجان و حکومت ایران، یعنی بی ثمر شدن خون شهیدان آذربایجان و شکنجه های فعالین واقعی آذربایجان، این خط فاصله با خون جوانان آذربایجان کشیده شده است.

سولدوز -  اردیبهشت 1388



BABH     May 22, 2009 22:03
Şərhlər(0)    44 oxunma
Siyasət, Türk Dünyası, Güney Azərbaycan, Dünya, Tarix, Hadisə    

Şərh yazın

  • shocked
  • smile
  • evil
  • grin
  • question
  • lol
  • rolleyes
  • mad
  • wink
  • razz
  • confused
  • redface
  • cool
  • suprised
  • cry
  • sad

captcha

BABH
----------- Nə Mutlu Türküm Diyənə -----------
BABH (Bütöv Azərbaycan Birlik Hərəkatı) Türk dünyasının və xüsusilə Bütöv Azərbaycanın inkişafi uğrunda bəzi xəbərlərin və informasiyaların işıqlandırılması üçün 12.22.2007 tarixində yaradılmışdır.

Əlaqə vasitəsi: babharakati@gmail.com

Ermənistanın, Fars şovinistinin, Rus imperiyasının, kürd terroristlərinin və kürd mafiyasının təcavüzü Azərbaycana davam edir.
  • İndi blogda: 8
  • Keçən ayın hiti: 21307
  • Dünənki hit: 673
  • Bugünki hit: 839
  • Ümumi hit: 136637



  © Bütün hüquqları qorunur və blogçuya məxsusdur - Dəstək: AzeriBlog